بیوگرافی 

به شما سلام میگوئیم و با سلاممان سبدی ترانه است

به شما سلام میگوئیم و با سلاممان نه دشمنی که رفاقت است

آری به شما سلام میگوئیم

به شما که هم ایل وهم قبیله وهم تبارو هموطنمان هستید

لازم به توضیح است که این بخش از وبلاگ برای بیوگرافی ی داریوش اقبالی راه اندازی شده بود و اکنون کار کتاب به پایان رسیده است

این وبلاگ از این پس متعلق است به همه ی آنانی است که حرفی برای گفتن دارند , مطالب و نوشته های خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

Raha.hamishehgard@gmail.com

Ava@avaz.info

باسپاس : رها

اسير اعتياد از رها 

معجزه ي قفل ها از رها  

++++++++++++++++++++++++

مطالب مندرج در این سایت به غیر از بیوگرافی داریوش، نظرات نویسندگان و همکاران دیگر سایت آوازمی باشد

www.youtube.com/rahaghobar

شعر شیطان را با صدای شاعر بشنوید

Sheaare Sheytan

دوم تیر ماه 89 به روز شد در تاریخ

قسم به قلم / قلمی که جراح همه ی جراحت ها ست

بپاخیزیم و پاسش بداریم که پاسدار شرافت آدمی است .

شعر شیطان حاصل بزرگ غمی است ماندگارو ابدی بخاطر

ترور ناجوانمردانه رییس کانون نویسندگان که معلمم بود

این قطعه را تقدیم می کنم به خانواده های مختاری, پوینده و فروهر 

    

شیطان

چه روزگاری است

شیطان در حریم فرشته  می بینم

باید از خود پرسید!

چگونه شکسته شد حرمت حریم فرشته ؟

آخر حتی اگر در نهانخانه ی دل

در خانه ی می

با اشک نی

غسلش داده باشند

بازهم با ورود شیطان به بارگاه فرشته

عرش بر فرش می نشیند

از این بی صداقتی

از این بی حرمتی

از این بی طاقتی

از این بوسه ی شیطان بر زنخدان فرشته

از این جراحت مذ موم

از این هم آغوشی ی آتش آب

از این صداقت معدوم

از این قتل عام بنفشه

از این طلوع غروب وار

از این آوار

از این عروسی تبر با ریشه

از این گناه  همیشه

از این حراج صداقت / به شرط خیانت

نه /نه

باور نمی کنم !!!

آخر تو چگونه

حرمت حریم گل سرخ را

با تبانی به یاس بخشیدی

تو در بهارانه ترین بهار

شقایق ها ی سینه سرخ را

 به مسلخ پاییز بردی

چه نفرت آور خنده ای بر لبانت بود

وقتی به خاکسپاری شرافت تبار من می رفتی

چه ساده دل بودیم

که نمی دانستیم

قصد ربودن خورشید را داری

گیرم که خورشید را دزدی !

ای رهزن ای همیشه شب / ای بی آسمان

به کجای این شب تاریک می آویزی اش #

گیرم رفاقت را به کثافت کشاندی !

با این تعفن همیشه

چه می کنی ؟

گیرم عصای کور دزدی

با این همه ناهمواری

چه می کنی؟

گیرم که داس را حرمت یاس بخشیدی!

با این همیشه کژِ سر به زیرفتاده

چه می کنی؟

گیرم که ما را به خاک نشاندی!

ای بی حصار/ با این غبار همیشه

چه می کنی؟

گیرم که دوست را به پاس رفاقت

به چلیپا کشانده ای!

ای بی رفیق / بی خاطرات خوب / بی او

چه می کنی؟

گیرم که لانه ی هر پرنده و

آشیانه هر مرغ بسوختی!

با این همیشه آبی ی بی کبوتر

چه می کنی؟

گیرم که اسم شب را به رهزنان گفتی!

ای رهزن صداقت با صبح صادق فردا

چه می کنی ؟

گیرم که خواب هزاران پرنده آشفتی!

ای خفته ی همیشه با این همه

سر به دار بیدار

چه می کنی؟

اصلا به فرض ریشه ی هر چه درخت بریدی و

ساقه ی هر گل شکستی!

ای بی ریشه / ای همیشه خشک

با این دشت بی گل و درخت

با این برهوت همیشه

چه می کنی ؟

گیرم که یاد مارا به باد دادی!

گیرم که جسم ما بخاک سپردی!

آخر ای همیشه شب

با رویش هزار درخت صفاو صداقت

چه می کنی ؟

شیطان / شیطان از خود بپرس

آخر در خانه ی

فرشته چه می کنی

رها

 

 

شعر شبرو را با صدای شاعر بشنوید

 

Shab ro(dozd)

 

چند شعر کوتاه از حمید اخویان  ساکن سوئد

اینک به موهای سپیدم در آیینه نگاه می کنم و در دل می گویم ؛

قایق ام در کجا لنگر انداخته بود و چشمان ام کجا را می دید!!؟

آه چه آسان روزگار مرا در ساحل یقین به جستجوی قایق خیالی ام

و به امید رسیدن به تو بازی داد.

"""""""""""""

آن کشتی که امواج را می شکست و در دریای طوفانی پیش می رفت

اینک رویایی است که خود را درقایقی شکسته پنهان کرده است !

::::::::::::

شک نوزاد لحظه هاست

و تنهایی نوزاد بی اعتمادی

و آن دورراهی است که رویا ست

و رویا نوزاد جهانی است که هنوز به دنیا نیامده است

حمید اخویان

استکهلم

2007.5.1

 

:::::::::::::::::::::::::  

              

  
هندسه زندگی

سطح زندگی چه پست بود ناهموار

در طول اش گریستیم

و در عرض به خیالمان عاشق بودیم

ارتفاع خوشبختی چه بلند و دور از دسترس

و مرگ در هر زاویه  اش پنهان

رها

شعر همیشه گرد را با صدای شاعر گوش کنید.

 

Wind

 

همیشه گرد

 

 

 

 

.